در تاریخ صنعت ایران گاهی نام هایی دیده می شود که فراتر از یک مدیر یا صاحب کارخانه هستند. نام هایی که پشت آن فقط سرمایه و تولید نیست، بلکه سال ها تلاش، رنج، تجربه و ایمان ایستاده است. مهندس عین ا…مرادی از همین نام ها است. مردی که مسیر زندگی خود را از روستا هرکیان آغاز کرد و امروز در جایگاه مدیرعامل شرکت آب معدنی گراندسو شناخته می شود.وقتی گفت و گو به آغاز مسیر زندگی او می رسد، نام هرکیان با احترام و دلبستگی بر زبانش جاری می شود. هرکیان برای او تنها محل تولد نیست. او از آن به عنوان مدرسه زندگی یاد می کند. مدرسه ای که درس آن نه در کلاس، بلکه در دل طبیعت سخت و روزگار دشوار آموخته می شد.او با آرامش از زمستان های آن منطقه سخن می گوید. از صبح هایی که مسیر مدرسه طولانی بود و برف و گل راه را دشوار می کرد. از روزهایی که امکانات کم بود اما امید و تلاش در دل کودکان روستا زنده بود. مهندس مرادی معتقد است ،همان مسیرهای سخت، نخستین درس های استقامت را به او آموخت. در آن شرایط انسان یا تسلیم می شد یا اراده خود را می ساخت.او می گوید در همان سال ها فهمید که موفقیت با آسایش به دست نمی آید. موفقیت حاصل ایستادگی در دل دشواری است.
درس هایی از خانه ساده روستایی
در میان خاطرات کودکی، چهره ای همیشه پررنگ است؛ پِیله ننه. مادربزرگی که در ذهن او جایگاهی فراتر از یک عضو خانواده دارد.مهندس مرادی از زنی سخن می گوید که در دل زندگی ساده روستایی، بزرگی روح و کرامت انسانی را به کودکان خانه می آموخت. زنی که با رفتار و تدبیر خود درس هایی می داد که بعدها در مدیریت یک مجموعه صنعتی معنا پیدا کرد.او با لبخند از روزهایی یاد می کند که پِیله ننه تخم مرغ ها خانه را به او می سپرد تا در روستا بفروشد. آن کار ساده در نگاه یک کودک شاید فقط یک وظیفه روزانه بود، اما بعدها معنای عمیق تری پیدا کرد.او می گوید:همان تجربه های کوچک ، نخستین درس های کار و مسئولیت بود. فروش همان تخم مرغ ها ساده، نخستین مواجهه او با مفهوم داد و ستد، اعتماد و ارزش کار بود. همان جا یاد گرفت که دست خالی بودن دلیل توقف نیست. اگر اراده باشد، از کوچک ترین فرصت نیز می توان آغاز کرد.مهندس مرادی معتقد است ، بسیاری از اصولی که امروز در مدیریت کارخانه به کار می برد، ریشه در همان سال ها دارد.
شکل گیری یک نگاه کارآفرینانه

وقتی از مسیر رسیدن به صنعت سخن می گوید، تاکید می کند که هیچ جهش ناگهانی در کار نبوده است. مسیر او حاصل سال ها تجربه و تلاش بوده است.در ذهن او همیشه این میل وجود داشت که کاری بزرگ تر انجام دهد. نه برای شهرت یا ثروت، بلکه برای مفید بودن.وقتی به صنعت آب معدنی فکر کرد، تنها یک محصول اقتصادی در ذهن نداشت. آنچه او را به این مسیر کشاند، مفهوم پاکی و سلامت بود. آبی که از دل کوه بیرون می آید، باید با همان پاکی به دست مردم برسد.گراندسو در نگاه او نتیجه همین باور است. مجموعه ای که از ابتدا بر اساس احترام به مصرف کننده و تعهد به کیفیت شکل گرفت.او می گوید هر دستگاهی که امروز در کارخانه دیده می شود، برای او فقط یک ماشین نیست. هر کدام یادآور سال ها تلاش، برنامه ریزی و صبر است.
کارخانه ای با روح انسانی
در جریان گفت و گو، نگاه مهندس مرادی به انسان بیش از هر چیز جلب توجه می کند. او کارخانه را صرفا مجموعه ای از دستگاه ها نمی بیند. به باور او روح واقعی تولید در انسان ها شکل می گیرد.به همین دلیل کارکنان گراندسو در نگاه او نیروی کار ساده نیستند. آنان بخشی از خانواده مجموعه هستند.او این نگاه را ادامه همان فرهنگ روستایی می داند. در روستا اگر کسی دچار مشکل شود، دیگران بی تفاوت نمی مانند. روحیه همکاری و همدلی بخشی از زندگی روزمره است.به گفته او همین فرهنگ در محیط کار نیز باید وجود داشته باشد. اعتماد میان مدیر و کارکنان، بزرگ ترین سرمایه یک مجموعه است. وقتی انسان ها با آرامش و احترام کار کنند، کیفیت نیز به طور طبیعی بالا می رود.

اصالت در دنیای رقابت
در ادامه گفت و گو، صحبت به فضای رقابتی صنعت می رسد. مهندس مرادی در این باره یک اصل را بسیار مهم می داند؛ اصالت.او معتقد است در دوره ای که بسیاری از تولیدکنندگان به دنبال تقلید یا سود سریع هستند، صداقت در تولید ارزش بیشتری پیدا کرده است.به باور او مردم به خوبی تشخیص می دهند که کدام محصول با صداقت تولید شده است. اگر اعتماد شکل بگیرد، همان اعتماد ، بزرگ ترین سرمایه یک برند خواهد بود.او تاکید می کند که هدف او از آغاز کار تنها سود مالی نبوده است. هدف ساختن نامی بوده که سال ها بعد نیز با احترام از آن یاد شود.
عبور از مانع ها
هیچ مسیر کارآفرینی بدون دشواری نیست. مهندس مرادی نیز در مسیر ساختن گراندسو با چالش های فراوان روبه رو شده است.
او بدون تردید از بحران ها و محدودیت ها سخن می گوید. اما در نگاه او شکست پایان راه نیست. شکست تجربه است.او معتقد است سرمایه واقعی یک کارآفرین تجربه عبور از همین بحران ها است. کسی که هرگز با مانع روبه رو نشده باشد، درک عمیقی از مسیر موفقیت نخواهد داشت.به جوانان توصیه می کند که از ترس شکست ، متوقف نشوند. کسی که حرکت نکند، هرگز به مقصد نیز نمی رسد.
نگاه به آینده

وقتی صحبت به آینده گراندسو می رسد، نگاه مهندس مرادی روشن و امیدوار است. او آینده این مجموعه را فراتر از مرزهای کشور می بیند.به باور او صنعت ایران توان حضور در بازار جهانی را دارد. اگر کیفیت و استاندارد حفظ شود، محصولات ایرانی می توانند در بسیاری از بازارها رقابت کنند.با این حال او تاکید می کند که در میان همه برنامه ها توسعه، یک اصل تغییر نخواهد کرد؛ تعهد به کیفیت. همان دقت و وسواسی که در سال ها جوانی همراه او بوده، امروز نیز در قلب گراندسو حضور دارد.
پایان روایت
داستان مهندس عین ا… مرادی ، داستان پیوند ریشه و اراده است. ریشه در خاک هرکیان و اراده در مسیر صنعت.گراندسو امروز فقط یک کارخانه تولید آب معدنی نیست. نشانی است از مسیری که از سادگی آغاز شد و با تلاش به دستاوردی بزرگ رسید.
امروز وقتی نام گراندسو در ذهن ها می آید، بیش از آن که نام یک کالا باشد، داستان زندگی یک مرد را تداعی می کند. مردی که از همان چشمه های روشن هرکیان آغاز کرد و امروز چشمه ای از تلاش برای صنعت ایران ساخته است. او ثابت کرد که اگر ریشه ها اصیل باشد، میوه پیروزی هرگز دور از دسترس نخواهد بود


