اخبار جعلی، به عنوان یکی از چالشبرانگیزترین پدیدههای عصر دیجیتال، به ویژه در زمان وقوع بحرانهای ملی و بینالمللی، به معضلی جدی و فزاینده تبدیل شده است. بحرانها، چه طبیعی باشند مانند زلزله و سیل، چه انسانی مانند جنگها، ناآرامیهای اجتماعی یا همهگیری بیماریها ، همواره با خلأ اطلاعاتی، عدم قطعیت و اضطراب جمعی همراه هستند. این فضا، بستر مناسبی برای رشد و تکثیر سریع اطلاعات نادرست و گمراهکننده فراهم میآورد. اهمیت مقابله با این پدیده فراتر از حفظ صحت اطلاعات صرف است و به طور مستقیم با امنیت ملی، انسجام اجتماعی، سلامت عمومی و کارآمدی فرآیندهای مدیریت بحران گره خورده است. در چنین شرایط حساسی، اخبار جعلی میتوانند مانند ویروسی کشنده عمل کرده، اعتماد عمومی به نهادهای مسئول را از بین ببرند، باعث هراس و وحشت بیمورد یا برعکس، بیتفاوتی خطرناک در میان مردم شوند، مسیر کمکرسانی و تخصیص منابع را منحرف کنند و حتی به تشدید خشونت و شکافهای اجتماعی دامن بزنند. بنابراین، رویارویی با این معضل نیازمند یک راهبرد جامع و دو سویه است که هم شهروندان به عنوان مصرفکنندگان و انتشاردهندگان اطلاعات و هم سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی به عنوان تولیدکنندگان و مدیریتکنندگان جریان اخبار، نقشهای حیاتی و مکملی را ایفا کنند.
نقش مردم در خط مقدم مقابله با این پدیده، نقشی غیرقابل انکار و اساسی است. در عصر شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای فوری، هر فرد به یک رسانه بالقوه تبدیل شده است و سرعت انتشار یک خبر نادرست توسط کاربران عادی، اغلب از سرعت تکذیب آن توسط منابع رسمی پیشی میگیرد. نخستین گام برای ایفای این نقش، ارتقای سواد رسانهای و اطلاعاتی در سطح عمومی جامعه است. سواد رسانهای دیگر یک مهارت لوکس یا تخصصی نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای زیستن در جهان امروز است. این سواد به افراد میآموزد که به جای پذیرش منفعلانه هر محتوایی، با دیدی پرسشگر به سراغ اخبار بروند. یک شهروند دارای سواد رسانهای، با کمی جستوجو میتواند به جعلی بودن آن پی ببرد و از بازنشر آن خودداری کند. این خودداری از بازنشر، سادهترین و در عین حال مؤثرترین اقدام برای قطع زنجیره انتشار اخبار جعلی است.
ترویج فرهنگ تکذیب و اصلاح اطلاعات نادرست در میان دوستان و خانواده، یک وظیفه اجتماعی مهم است. اگر متوجه شدید که مطلب نادرستی را در یک گروه خصوصی یا صفحه دوست خود مشاهده میکنید، با ملاحظه و به دور از برخورد تند، با ارائه دلایل و مدارک، به اشتباه بودن آن اشاره کنید. این اقدام شجاعانه به تدریج فضایی ایجاد میکند که در آن دقت و صحت اطلاعات بر سرعت انتشار آن ارجحیت یابد. در سوی دیگر، مسئولیت سازمانها و نهادهای رسمی در قبال مدیریت اطلاعات در بحران، بسیار سنگین و تعیینکننده است. اگر وظیفه مردم پرسشگری و بازنشر نکردن اطلاعات نادرست است، وظیفه سازمانها ایجاد شفافیت، ارائه سریع و دقیق اطلاعات و فراهم آوردن بستری امن برای جریان یافتن اخبار موثق است. نخستین و مهم ترین گام در این زمینه، پذیرش این واقعیت است که خلأ اطلاعاتی توسط شایعات پر میشود. در ساعات و روزهای نخست یک بحران، اگر نهادهای مسئول سکوت کنند یا اطلاعات را با تأخیر و به صورت مبهم منتشر کنند، میدان برای فعالیت گسترده تولیدکنندگان اخبار جعلی کاملا باز خواهد ماند.

یکی دیگر از جنبههای حیاتی مسئولیت سازمانی، همکاری و هماهنگی میان نهادهای مختلف است. در یک بحران، تنها یک سازمان متولی نیست. برای مثال، در زلزله، سازمانهایی مانند هلال احمر، اورژانس، نیروهای انتظامی، شهرداریها و استانداری هر کدام بخشی از مسئولیت را بر عهده دارند. اگر جریان اطلاعات میان این نهادها یکپارچه و هماهنگ نباشد، خود این ناهماهنگی به منبعی برای تولید اخبار جعلی تبدیل میشود. مردم ممکن است با اطلاعات متناقضی از سوی منابع رسمی مختلف مواجه شوند که به سردرگمی و بیاعتمادی آنها دامن میزند. ایجاد یک اتاق وضعیت یا مرکز ارتباطات واحد برای مدیریت بحران، که همه جریانهای اطلاعاتی را هماهنگ کرده و یک سخنگوی واحد یا یک پیام واحد را به بیرون مخابره کند، یک ضرورت انکارناپذیر است. این اقدام ضمن افزایش انسجام و قدرت پیامهای رسمی، فضای کمتری برای نفوذ و فعالیت شایعهسازان باقی میگذارد.
نهایتاً، اهمیت نگاه فرابخشی و جامع به این معضل، ما را به این نتیجه میرساند که مقابله با اخبار جعلی در بحرانها، یک پروژه موقتی یا صرفاً یک وظیفه پلیسی و امنیتی نیست، بلکه یک فرآیند مستمر فرهنگی و آموزشی است که نیازمند عزمی جدی و همگانی دارد. این فرآیند از نهاد آموزش و پرورش و خانواده آغاز میشود، در دانشگاهها و رسانهها تعمیق مییابد و در تعامل پویا و هوشمندانه میان مردم و سازمانها به بلوغ میرسد. در جهانی که اطلاعات با سرعت نور جابهجا میشود، دیگر نمیتوان برای مقابله با امواج سهمگین اطلاعات نادرست، صرفاً به مسدودسازی یا برخوردهای سلبی اکتفا کرد. راه حل پایدار، ساختن نسلی از شهروندان آگاه و مسئول و نهادهایی شفاف، پاسخگو و سریعالجواب است. تنها در سایه چنین همافزایی و هم کاری دوجانبهای است که میتوان از بحرانها با کمترین هزینه ممکن و با حفظ انسجام و امنیت ملی عبور کرد و اجازه نداد که سلاح اطلاعات نادرست، بیش از خود بحران، قربانی بگیرد.


