در تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب اسلامی، نامهای معدودی هستند که با مفاهیمی چون «تاسیس»، «ساختار» و «راهبرد» گره خوردهاند. برای کسانی که سالها در کسوت سربازی و شاگردی، افتخار همراهی با «سرلشکر محسن رضایی» را داشتهاند، او نه تنها یک مقام مسئول، که الگوی «تکلیفمداری» و «تدبیر راهبردی» است. سخن گفتن از ایشان، سخن گفتن از یک فصل پرشکوه در تاریخ ایران است، فصلی که از آتش سالهای دفاع مقدس آغاز شد و تا عالیترین سطوح تصمیمسازی برای امنیت و اقتصاد کشور تداوم یافت.
وقتی ازهشت سال دفاع مقدس یاد میکنیم، نام محسن رضایی بیش از هر چیز یادآور «تحول» است. او در جوانی، مسئولیت سنگین فرماندهی سپاه پاسداران را در شرایطی به عهده گرفت که کشور در توفان بحرانهای امنیتی و تهاجم دشمن بود. هنر بزرگ او در آن سالهای سرنوشتساز، تنها مدیریت جنگ نبود، بلکه «مهندسی یک قدرت بازدارنده» بود.حضرت امام خمینی (ره) با آن نگاه نافذ و الهی خود، به توانمندیهای او ایمان داشتند و این اعتماد، پایه و اساس ساختار قدرتمندی شد که امروز جهان آن را به عنوان «سپاه پاسداران» میشناسد. رضایی در آن سالها، نه با دستور خشک و نظامی، که با «مدیریت قلوب» فرماندهی کرد. او تئوریپرداز نبردهای نامتقارن بود و با نگاهی فراتر از مرزهای جغرافیایی، جنگ را به گونهای اداره کرد که امروز ما شاه عزتی بیبدیل در منطقه هستیم. آن عظمت امروز نیرویهای سپاه، بذری بود که در دوران فرماندهی او کاشته شد.
یکی از درخشانترین ابعاد کارنامه سرلشکر رضایی، توانمندی بینظیر او در «کادرسازی» و پرورشِ فرماندهان بزرگ است. تاریخ نظامی ایران، گواه این مدعاست که او توانست استعدادهای درخشانی را از دل نبردها شناسایی و تربیت کند. از سردار دلها، شهید حاج قاسم سلیمانی گرفته تا فرماندهان بیبدیل چون برادران باکری، شهید احمد کاظمی، سردار رحیم صفوی و سردار سلامی ها، همگی دستپروردگان مکتب مدیریتی او هستند.او آموخت که فرماندهی، تنها طراحی عملیات نیست، بلکه نفوذ در روح رزمندگان است. او به این عزیزان نه فقط فنون جنگی، که «مروت»، «شجاعت» ایثارو «ارادت به ولایت» را آموخت. انان که سالها در کنار ایشان زیسته اند، به چشم خود دیدهاند که چگونه او با نگاهی پدرانه و استراتژیک، نسلی را تربیت کرد که امروز هر کدام ستونی برای امنیت کشور هستند. این معجزه تربیت«فرمانده پرور» است که نام محسن رضایی را در تاریخ نظامی ما جاودانه کرده است.
با پایان جنگ، محسن رضایی از سنگرهای نظامی به سنگرهای فکری و حکمرانی کوچ کرد. دوران بیش ازدو دهه دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام، فصل دیگری از نبوغ استراتژیک او بود. او با درکی عمیق از ضرورت«آیندهنگری»، سعی کرد مجمع را به اتاق فکر اصلی نظام تبدیل کند. تدوین سندچشمانداز کشور و سیاستهای کلان، محصول آن نگاه عمیقی بود که او از فرماندهی جنگ به عرصه سیاست کلان آورده بود.امروز نیز به عنوان نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی و دبیری شورای امنیت، او همچنان همان «سربازکوچک» است که با درک دقیق مسائل امنیتی و اقتصادی، چراغ راه تصمیمگیریهای کلان است. مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی) همواره با اعتماد ویژهای، مسئولیتهای خطیر را به ایشان سپردهاند و این خود نشاندهنده تداوم همان توانمندی و امانتداری دوران دفاع مقدس است. برای ارادتمندان ایشان ، دید ن این پویایی در سنین پختگی، درس بزرگی از «مؤمن بودن» و «مؤمنانه کار کردن» است.حملات رسانههای معاند و اتاقهای فکر استکبار جهانی علیه محسن رضایی، نه از سر اتفاق، بلکه دقیقاً به دلیل «اثربخشی» اوست. دشمنان اسلام و ایران به خوبی میدانند که او مهندسی قدرت در جمهوری اسلامی را میشناسد. کسی که در سختترین روزهای دفاع مقدس، نقشههای شوم استکبار را نقش بر آب کرد، طبیعتاً بیشترین هجمهها را از سوی آنان دریافت میکند.
شایعهسازی، تخریب و سعی در کوچکنمایی نقش او، نشانهی ترس دشمن از عمق تحلیلهای راهبردی اوست. ، این تخریبها نه تنها مایه ناراحتی نیست، بلکه «نشان افتخار» است؛ چرا که ثابت میکند او «خارچشم دشمنان» است. کسی که دشمن از او هراسان است، یعنی در مسیر حق گام برمیدارد. ایمان قلبی به توانمندی و صلابت ایشان، با هیچ فضاسازی رسانهای خدشهدار نمیشود، زیرا به عمق ایمان و وسعت دیدگاه او واقفیم.سرلشکر رضایی، نه یک خاطره، بلکه یک «نقشه راه» است. او ثابت کرد که میتوان در بالاترین سطوح مدیریتی بود، اما همچنان آن روحیه بسیجی و خلوص دوران دفاع مقدس را حفظ کرد.در پیشگاه تاریخ و در برابر این کارنامهی پرافتخار، سربازان دیروز و همراهان امروز، ارادت خود را ابراز میدارند. و بر این باوریم که خداوند به این استوانه، برکت و طول عمر عنایت فرماید و سایهی چنین فرماندهان دلسوز و راهبردی را بر سر این انقلاب مستدام بدارد.
نام او یادآور شجاعت در میدان، تدبیر در مجمع و وفاداری به ولایت است. همچنان به توانمندی ایشان ایمان داریم، ایمانی که از شناخت دیروز، درک امروز و امید به فردای ایران سرافراز ریشه گرفته است. باشد که این تلاشها، توشهی راه ایشان در پیشگاه الهی و در محضر شهدای عزیز باشد.


