صفحه اصلی > سرمقاله :
فروشنده‌ی نباشید، مشاور باشید

مهندس امین رشیدی

فروشنده‌ی نباشید، مشاور باشید

مهندس امین رشیدی

قدرت پنهان گوش دادن در فروش

 

 

در میان انبوه دوره‌های آموزشی، کتاب‌های انگیزشی و کلیپ‌های چندثانیه‌ای که این روزها به وفور در فضای مجازی درباره تکنیک‌های بسته‌سازی فروش منتشر می‌شود، بسیاری از کارآفرینان جوان به اشتباه تصور می‌کنند که هنر فروشندگی در بلاغت، تسلط کلامی، یا حتی قدرت متقاعدسازی نهفته است. آن‌ها ساعت‌ها وقت صرف می‌کنند تا جملات گیرا و مسحورکننده‌ای برای معرفی محصول خود بنویسند، بروشورهای شیک طراحی می‌نمایند، اما غافل از اینکه مهم‌ترین و بنیادی‌ترین اصل فروش در هر کسب‌وکاری، نه در حرف زدن که در سئوال پرسیدن و گوش دادن فعال خلاصه می‌شود. این اصل ساده، که متأسفانه کمتر به آن پرداخته می‌شود، مرز میان یک فروشنده معمولی و یک مشاور تجاری ارزشمند را مشخص می‌کند و می‌تواند مسیر رشد یک استارت‌آپ نوپا را تا تبدیل شدن به یک برند مطرح و باسابقه هموار سازد. شاید در نگاه اول، این گزاره بسیار بدیهی و پیش‌پا افتاده به نظر برسد، اما وقتی عمیقاً به روان‌شناسی معامله و فرایند تصمیم‌گیری مشتری نگاه می‌کنیم، درمی‌یابیم که بیشتر فروشندگان و البته بنیان‌گذاران کسب‌وکارهای جوان، دقیقاً در همین نقطه‌ی به ظاهر ساده، مرتکب بزرگ‌ترین خطای استراتژیک می‌شوند و به جای آنکه مشتری را در مسیر کشف نیاز خود همراهی کنند، با انبوهی از اطلاعات خام و غیرضروری، او را سردرگم کرده و در نهایت، فرصت یک همکاری بلندمدت را از دست می‌دهند.

برای درک عمیق‌تر این موضوع، لازم است نگاهی به تفاوت بنیادین میان دو رویکرد فروش سنتی و فروش مشاوره‌ای بیندازیم. در رویکرد سنتی که ریشه در اقتصاد صنعتی و کمبود کالا دارد، فرض بر این است که فروشنده، دارنده اطلاعات و مشتری، خواهان منفعل کالاست. در این فضا، فروشنده نقش یک سخنران پرشور را ایفا می‌کرد که باید با ارائه مزایای محصول، یک نیاز از پیش تعیین‌شده را بر طرف نماید. اما بازار امروز، بازار اشباع و وفور اطلاعات است. مشتری مدرن، پیش از آنکه با فروشنده روبرو شود، حداقل پنجاه درصد از فرایند تحقیق خود را به صورت آنلاین انجام داده، با نظرات کاربران دیگر آشنا شده و تا حد زیادی نسبت به محصول آگاهی دارد. در چنین فضایی، اگر فروشنده همچنان به نقش سنتی خود یعنی متقاعدکننده پایبند باشد، نه تنها تأثیری بر تصمیم مشتری نمی‌گذارد، بلکه با تکرار اطلاعات تکراری، او را آزرده و عصبی نیز می‌کند.

آنچه در این میان به شدت مغفول مانده است، این حقیقت روانشناختی است که انسان‌ها به حرف‌های خودشان ده برابر بیشتر از هر جمله‌ی مسحورکننده‌ای که دیگران برایشان می‌گویند، اعتماد و باور دارند. وقتی شما در مقام یک فروشنده یا مدیرعامل جوان، تمام انرژی خود را صرف ارائه یک مونولوگ بی‌نقص می‌کنید، در واقع دارید فرصت طلایی خودشناسی مشتری را از او می‌گیرید. مشتری نیاز ندارد که شما به او بگویید چه چیزی می‌خواهد؛ او نیاز دارد که در خلال سئوالات هوشمندانه‌ی شما، خودش به کشف آن نیاز نائل آید و این کشف، به مراتب ماندگارتر و قدرتمندتر از هر پیام بازاریابی تهاجمی خواهد بود. حال، چگونه می‌توان این اصل را در بستر یک کسب‌وکار پیاده‌سازی کرد و از آن به عنوان یک سلاح رقابتی استفاده نمود؟ نخستین گام، پذیرش قانون ۸۰ به ۲۰ در هر جلسه مذاکره و فروش است. این قانون می‌گوید که ۸۰ درصد از زمان مکالمه باید به مشتری اختصاص یابد و فروشنده تنها ۲۰ درصد از زمان را به خود اختصاص دهد.

اما صرفاً ساکت بودن و منتظر ماندن برای تمام شدن حرف‌های مشتری، مصداق گوش دادن فعال نیست. گوش دادن فعال، فرایندی پویا و تعاملی است که در آن فروشنده با دقت به کلمات، لحن صدا، سرعت بیان و حتی زبان بدن مشتری توجه می‌کند و با پرسش‌های کاوشگرانه، لایه‌های پنهان نیاز او را آشکار می‌سازد. در ادامه، باید به یک تمایز ظریف اما حیاتی دیگر نیز اشاره کنیم و آن، تفاوت میان نیاز و درد است. بسیاری از فروشندگان جوان، وقت خود را صرف شناسایی نیازهای سطحی مشتری می‌کنند. نیازی مثل من یک ماشین می‌خواهم یا من به یک دوره آموزشی نیاز دارم. اما واقعیت آن است که بازار بر اساس کاهش درد و افزایش لذت حرکت می‌کند و انگیزه‌ی اصلی برای پرداخت پول، همواره یکی از این دو عامل بوده است. اگر شما صرفاً نیاز را شناسایی کنید، به راحتی با یک رقیب ارزان‌قیمت جایگزین خواهید شد، زیرا در این سطح، تنها معیار مقایسه، قیمت و ویژگی‌های فنی کالاست. اما اگر شما درد را شناسایی کنید، یعنی بدانید که مشتری از روش فعلی خود چه رنجی می‌برد، چه فرصت‌های از دست‌رفته‌ای او را آزار می‌دهد و چه ترسی از آینده دارد، در این حالت شما به یک سرمایه‌ی گران‌بها دست یافته‌اید که به هیچ‌وجه با تخفیف و تبلیغات رقبا قابل معامله نیست. برای مثال، شخصی که به دنبال خرید یک لپ‌تاپ جدید است، ممکن است بگوید نیاز به پردازنده‌ی قوی‌تر دارد، اما اگر شما با سئوالات دقیق متوجه شوید که درد اصلی او، کاهش بهره‌وری در هنگام ویرایش ویدئوهای سنگین و ترس از دست دادن داده‌ها به دلیل هنگ کردن سیستم است، می‌توانید راه‌حلی جامع‌تر شامل آموزش مدیریت فایل و …به او ارائه دهید که فراتر از مشخصات فنی صرف است. اینجاست که ارزش افزوده‌ی واقعی خلق می‌شود و مشتری نه تنها اعتراضی به قیمت بالاتر ندارد، بلکه شما را به عنوان یک ناجی و هم‌سفر خود در مسیر رشد می‌پذیرد.

وقتی شما در ابتدای جلسه، به جای معرفی شرکت، سه سئوال عمیق و تخصصی در مورد چالش‌های صنعت مشتری می‌پرسید، در واقع پیام غیرمستقیمی به او ارسال می‌کنید: من اینجا نیستم که جنس بخرم یا بفروشم، من اینجا هستم تا درک کنم و سپس کمک کنم.» این حرکت هوشمندانه، دیوار مقاومت و بدبینی مشتری را فرومی‌ریزد و او را در وضعیتی قرار می‌دهد که خودش احساس بدهکاری و هم‌افکاری نسبت به شما پیدا می‌کند. در حقیقت، شما با گوش دادن فعال، مشتری را در مرکز توجه قرار می‌دهید و این حس ارزشمندی، به مراتب قوی‌تر از هر گونه جایزه یا تخفیف وفاداری، او را به شما متعهد می‌کند، چرا که انسان ذاتاً تشنه‌ی دیده شدن و درک شدن است و این اشتیاق، در محیط‌های کسب‌وکاری خشک و رسمی، به وفور دیده نمی‌شود و شما می‌توانید با اعمال همین یک اصل ساده، به یک نقطه‌ی تمایز استراتژیک دست پیدا کنید. اما پیاده‌سازی این متد، نیازمند شجاعت و انضباط شخصی بالایی است، به خصوص زمانی که پای پیشنهاد قیمت در میان باشد.

فروشنده‌ی نباشید، مشاور باشید
فروشنده‌ی نباشید، مشاور باشید

اشتباه رایجی که بسیاری از جوانان در آستانه‌ی بسته شدن معامله مرتکب می‌شوند، این است که پس از جلب اعتماد اولیه، ناگهان لیست قیمت را روی میز می‌گذارند و فضا را به یک جدال بر سر ارقام تبدیل می‌کنند. در حالی که اگر فرایند سئوال و شنود به درستی طی شده باشد، مشتری خودش به این نتیجه رسیده که هزینه‌های جاری روش قبلی (از اتلاف وقت و انرژی گرفته تا ضررهای ناشی از کیفیت پایین و خطاهای انسانی) چقدر برایش گران تمام می‌شود. البته اینجا دیگر خبری از تخفیف‌های التماسی و چانه‌زنی‌های خسته‌کننده نیست، زیرا مبنای گفتگو از ابتدا بر اساس اعتماد و درک متقابل شکل گرفته است و مشتری می‌داند که شما زمان و انرژی خود را صرف شنیدن مشکلات او کرده‌اید، بنابراین به حرف و راهکار شما به عنوان یک متخصص احترام می‌گذارد.

 

لینک کوتاه خبر :

https://atiehpress.ir/?p=21975

پست های مرتبط

از آموزش تا ارزش‌آفرینی

دکتر حوریه یحیایی

    در دنیای امروز، دیگر…

۲۰ مرداد ۱۴۰۵

اعتماد؛ مزیت رقابتی خدمات استارت آپی

مهندس امین رشیدی

  در دنیای امروز، بسیاری از…

۱۵ مرداد ۱۴۰۵

دیدگاهتان را بنویسید

آخرین پست ها

درباره ما

پایگاه خبری آتیه پرس در راستای ایفای نقش اطلاع رسانی ضمن تولید اخبار و محتوای های مفید و امید بخش مرتبط با اقتصاد ایران به مردم عزیز کشور سعی دارد که مهم ترین نیازهای اطلاعاتی مردم را باز نشر دهد.

نماد ارشاد آتیه پرس