دوباره هفدهم مرداد از راه رسید، روزی که برای تجلیل از زحمات خبرنگاران در سالروز شهادت مظلومانه شهید صارمی در نظر گرفته شده است تا همیشه یادمان باشد که خبر با زنده نگهداشتن آگاهی جامعه گره خورده است. نباید این روز را فقط به یک مناسبتی برای تبریک گفتن و عکس یادگاری گرفتن یا انتشار چند پیام تقلیل داد و بعد همه چیز تا سال بعد فراموش شود. روز خبرنگار، یادآور یک مسئولیت است، مسئولیت کسی که باید واقعیت را ببیند، درست بفهمد و امانتدارانه به مردم منتقل کند.
خدای متعال در قرآن میفرماید: «ن وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ»، قسم به قلم و آنچه مینویسند. این قسم، اتفاق کوچکی نیست. قلم در منطق قرآن فقط ابزاری برای نوشتن نیست، میتواند چراغ راه باشد، میتواند حق را از زیر آوار بیخبری بیرون بکشد و اگر در دست آدم بیتقوا و بیمسئولیت بیفتد، بهجای روشنگری، راه را تاریکتر میکند. خبرنگار ماشین تایپ یا بلندگوی روابطعمومیهای ادارات نیست که مأمور تکرار جملههای آماده مسئولین پشتمیزنشین باشد، خبرنگار باید در میدان باشد، باید درد مردم را بشنود، پرسشگری کند؛ پیگیر پاسخ باشد و میان خبر درست و شایعه، میان نقد منصفانه و تخریب، میان مطالبهگری و هیاهو بلد باشد مرز بکشد. این همان جایگاه بلندی است که رهبر شهید انقلاب نیز بارها بر آن تأکید کردهاند.
ایشان در یکی از سخنرانیهای به یادماندنیشان فرمودند: «اگر زحمات شما [خبرنگارها] نباشد، این لحظهها هرگز ماندگار نمیشود… شما آن را حفظ میکنید و در اختیار افکار مردم قرار میدهید. بدون این دوربینها، قلمها و دلسوزیهای شما برای تهیه و تنظیم اخبار و مطالب، این کارهای ما مثل یک چیزهای تثبیتنشده است». ۱۳۸۰/۰۸/۲۳
این جملات رهبر شهید انقلاب اسلامی، فقط برای یک تعریف ساده از خبرنگار بیان نشده، یک تذکر جدی است که اگر قلم و دوربین و دلسوزی خبرنگار نباشد، حقیقت در هیاهوی روایتهای پرتکرار گم میشود. اما مگر این راه آسان است؟ خبرنگاری که فقط حضور در مراسمها و نشستن در ردیف اول برنامهها نیست. خبرنگار گاهی ساعتها و روزها پیگیری میکند، اما پاسخ روشنی نمیگیرد. گاهی برای یک خبر درست، باید از چند مسیر راستیآزمایی کند تا حق کسی ضایع نشود. گاهی بهخاطر پرسیدن یک سؤال، برچسب میخورد و متهم میشود، گاهی گزارشش به مذاق صاحب قدرت یا صاحب منفعت خوش نمیآید و فشارها علیه خبرنگار آغاز میشود. این راه، صبوری میخواهد، استقلال میخواهد، و بیش از همه، وجدان میخواهد.
اما در همین مسیر سخت، شیرینیهایی هست که با هیچ امتیازی عوض نمیشود، وقتی خبر یک مشکلِ فراموششده از مردم، مسئولان را به حرکت وامیدارد، وقتی صدای یک خانواده نیازمند، یک روستایی، یک بیمار تنها یا یک زوج بیپناه به گوش افکار عمومی میرسد،وقتی گرهی با پیگیری رسانه باز میشود و لبخندی واقعی بر چهره مردم مینشیند. آنجا خبرنگار میفهمد که قلم، اگر برای مردم بچرخد، فقط جوهر مصرف نکرده،امیدآفرین است و روحیه نشاط اجتماعی و تکاپو را به جامعه تزریق میکند.
هفدهم مرداد با نام شهید محمود صارمی هم گرهخورده است،خبرنگاری که تا آخرین لحظه، در میدان جنگ هم خبر را رها نکرد. شهادت او و همه شهدای عرصه خبر، از میدانهای دفاع مقدس تا خبرنگارانی که امروز در مناطق جنگی جان میدهند تا حقیقت دفن نشود، به ما یادآوری میکند که خبررسانیِ مسئولانه، یک شغل معمولی نیست،گاهی مقاومت در برابر دروغ، هزینه دارد، گاهی حتی جان میخواهد. در کنار شهید صارمی، باید از شهید حسن باقری هم یاد کرد،همان خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی که تجربه روزنامهنگاری را به میدان جنگ برد و با نگاه دقیق، منظم و میدانیاش از پایهگذاران واحد اطلاعات و عملیات سپاه شد. او نشان داد که خبرنگارِ واقعی فقط راوی صحنه نیست، گاهی خودش به سازنده صحنههای بزرگ تاریخ تبدیل میشود. حسن باقری، با همان نگاه جستجوگر و حساسش به جزئیات، ثابت کرد که خبرنگاری اگر درست فهم شود، میتواند به عمق امنیت، تصمیمسازی و تصمیمگیری و در نهایت به پیروزی برسد.
اینها همان آدمهاییاند که تاریخ از آنها با عمل شان یاد میکند، کسانی که در روزگار خودشان شعار ندادند و شعارزده نشدند.
از همین حیثت است که روز خبرنگار، روز تجدید عهد با قلم است،تجدید عهد با حقیقت، با مردم و با اخلاق.
قلمی که به آن قسمخورده شده، نباید در خدمت تحریف، منفعتطلبی و تسویهحساب باشد. خبرنگار باید علمدار روشنگری بماند،نه اینکه بلندگوی قدرت و بیدردان باشد. بدون هیچ تعارف و تردید باید گفت :راه خبرنگاری سخت است، اما اگر نیت، خدمت به مردم و دفاع از حقیقت باشد، همین خستگیها هم شیرین است و ارزش پیدا میکنند.


